سرگیجه!
مثلا قرار شده بود تا اواسط تیر ماه دیگه آپ نکنم و بچسبم به کارهام. اما مگه این وسوسه لعنتی نوشتن دست از سر آدم برمی داره؟ کامنت راحیل هم که یه جورایی این وسوسه رو بیشتر کرده و مصداق بوی جوی مولیان شده!
خلاصه فعلا این پست رو آپ می کنم اما اینکه پست بعدی کی آپ میشه رو دیگه خودمم نمی دونم.
1- اوضاع ذهنی من خیلی به هم ریخته هست.درسها زیادند , وقت هم کمه و هوا هم بدجوری گرمه.دیگه همه چیز با هم قاطی شده: استاتیک , انقلاب , فیزیک, ریاضی, ریاضی , نوید؟. دیوید, وبلاگ, آلبالو, سپیده, 360, فربینیوس! , آسانسور, پله ها, بانک, انریکو , لاپلاس, لیورپول, پول, پول, پول ...
(دیگه اینقدر هم گیج نیستم که بیخود یک کلمه رو تکرار کنم.تکرار کلمات اتفاقی نبوده بلکه هر کدوم معنی متفاوتی دارند که همه از درک اونها عاجزند...)
2- هیچی... مهم نیست! برید بعدی رو بخونید!
3- وقتی پسر "همسایه" باشی یعنی شما همسایه ای دارید! وقتی "پسر"همسایه باشی یعنی همسایه شما دختری داره که از نگاه اون تو "پسرهمسایه"ای. یعنی اگر دختر نداشت و پسر داشت اونوقت تو دیگه "پسرهمسایه" نبودی بلکه مثلا مرتضی یا آرش یا جواد یا... بودی اما حالا که همسایه شما دختر داره تو فقط "پسرهمسایه"ای... دختر همسایه ما متاسفانه چند روزیه که فوت کرده. یعنی حالا دیگه من "پسرهمسایه" نیستم؟!!! پس من کی هستم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: چند نکته در مورد کامنت ها:
اولا به کامنت های پست قبل همونجا جواب دادم
ثانیا اگر کسی بخواد کامنت بذاره لازم نیست بترسه و با اسم جعلی کامنت بذاره.اینجا لولوخورخوره نداریم(البته انگار دفعه قبل یکی داشتیم!)
ضمنا لطفا وقتی کامنت می ذارید درک کنید چه چیزی دارید می نویسید و عواقبش رو در نظر بگیرید.ممنون از همه تون.
اوضاع این وبلاگ به قایقی شبیه شده که میان امواج دریا گیر افتاده و هر حادثه ای اونو به سویی می بره
. قایقی که ملوانانش تازه دریافتند از ابتدا در مسیری اشتباه قرار گرفته بودند و حالا که فهمیدند از مسیر منحرف شده اند , دیگر نایی برای بازگشت ندارند. در هفته ای که پر شده بود از اتفاقات بد برای همه ما , بدترین اتفاق ممکن , اختلاف بین نویسندگان این وبلاگ و قطع همکاری آنها بود. شاید خوانندگان این وبلاگ هیچ وقت متوجه این نکته نشدند که همه مطالب این وبلاگ توسط یک نفر نوشته نشده بود! (خودمون نمی خواستیم شما بفهمید). در واقع چهارنفر در این وبلاگ نقش داشتند که البته نقش همه به یک اندازه نبود (حدود نیمی از مطالب این وبلاگ رو خود من نوشتم و اگر دو پستی که کپی شده بودند رو هم نادیده بگیریم نقش بقیه خیلی کم رنگ تر بوده.به همین خاطر من مسوولیت همه اتفاقاتی که افتاده رو بعهده گرفتم ). پس از اتفاقات هفته گذشته و حذف چند پست از آرشیو وبلاگ , اختلاف بین اعضا بر سر حذف پست "راه قهرمانی!!! " باعث شد تا این وبلاگ از این پس عملآ با یک نویسنده به کار خود ادامه دهد (تازه تبدیل شده به اونی که شما تصور می کردید!). البته دلایل دیگری هم برای این اتفاق وجود داشت که نمیشه گفت.در هر صورت این وبلاگ
(حتی بهتر از قبل) به کارش ادامه خواهد داد. مطمئنا حالا با تغییراتی که ایجاد شده راحت تر میشه نوشت و دیگه نگران افزایش بازدید کننده های این وبلاگ نبود. (اینجا باید بگم همه رو برق می گیره ما رو چراغ نفتی! همه دنبال افزایش بازدید کننده های وبلاگشون هستند اما ما در این یکی دو ماهی نه تنها هیچ کاری برای افزایش بازدید کنندگان انجام ندادیم , بلکه حتی از بعضی از سایتها و وبلاگهایی که لینک وبلاگ پسر همسایه رو بدون هماهنگی با ما تو سایتشون گذاشته بودند خواستیم لینک مارو حذف کنند! چون نمی خواستیم بعضی از پستهای این وبلاگ بصورت علنی تو دید باشند و مشکلات بیشتری درست بشه)
خیلی از خواننده های دائمی این وبلاگ از آخرین پست این وبلاگ
"سخنی اندر مضرات فال حافظ و... " خبر نداشتند (چون عمدا پینگ نکرده بودم!) اما بعضی از دوستان هم تو همون 24 ساعتی که این پست روی وبلاگ بوده این مطلب رو خوندند. اولا خوشحالم که کسی توی اون مدت کامنت نذاشت تا من موقع حذف اون پست شرمنده دوستان نشم (فعلا به دلایل حذف اون پست کاری نداشته باشید). ثانیا اینکه اگر اون مطلب رو نخوندید که هیچ , اما اگر جز معدود کسانی بودید که خوندید لطفا فعلا گندشو در نیارید تا بعد. فعلا باید تغییراتی در اون پست ایجاد کنم (طوری که دیگه به هیچ کس بر نخوره) و شاید دوباره در آینده آپ بشه.ضمنا من چند روزیه که با
بلاگفا و پینگر بلاگارد مشکل دارم. بلاگفا یا اجازه پست کردن مطلب جدید رو نمیده یا اجازه حذف پست های وبلاگ رو نمیده! ضمنا گهگاه عنوان پستها رو هم نشون نمیده. این دو سه روز کلی بدبختی داشتم با این ناز کردنهای بلاگفا! بلاگارد هم که پدرمو در آورده چون یک روز طول میکشه تا پینگ کنه! یکی به دادم برسه!!!****
تو پست قبلی یادم رفته بود بگم جمله آخر رو هم میتونید با افعال معکوس بخونید
!!! اما اشکالی نداره, هنوز هم به نظر من لیورپول بهترین تیم دنیاست.لیورپول
... برای همیشه!!!